X
تبلیغات
زولا
ارائه ی آموزش های رایگان روزانه در حوزه تفکر مثبت نگر و پیشرفت شخصی

مثبت اندیشی و موفقیت

شنبه 23 تیر 1397 ساعت 10:21

افراد مثبت اندیش به دنبال سلامتی و موفقیت هستند. آنها مسیر رسیدن به موفقیت را به درستی  پیش بینی می کنند، چون ذهن آنها آزاد است. آنها معتقد هستند که می توانند بر هر مانع و دشواری پیروز شوند.


داشتن اندیشه مثبت یک شیوه تفکر است که همه افراد آن را باور ندارند. بعضی آن را باور دارند و از آن در تمامی مراحل زندگی خود استفاده می کنند، البته تا جای که امکان داشته باشد. اما افرادی نیز هستند که باور های منفی خود را افزون تر کرده تا جایی که دیگر امیدی برای زنده بودن وجود نداشته باشد.

در عین حال افراد زیادی در راستای این شیوه تفکر، یعنی مثبت اندیشی در حال حرکت هستند. و اعتقاد راسخی به اثربخشی این تفکر دارند.

این اندیشه و شیوه تفکر در اکثر جوامع محبوب شده و مردمان زیادی مطالعه ها و پژوهش های بسیاری در این رابطه انجام داده اند. تفکر مثبت در مراکز آموزشی تدریس می شود و همایش های زیادی در این رابطه انجام می گیرد.


داشتن شیوه تفکر مثبت، فراتر از آن است که ما فقط بگویم که مثبت اندیش هستیم. ما باید در همه موارد نگرش مثبت داشته و جهان را بهتر و کامل تر بنگریم تا با این شیوه موفقیت خود را تضمین کنیم.

در این قسمت داستان دو کودک را برای شما نقل می کنم که ارتباط مستقیمی با مثبت اندیشی دارد. تعدادی روانشناس دو کودک را انتخاب کردند و به دو مکان مختلف در یک قصر بردند. یکی در برج قصر و در بهترین شرایط با تعداد زیادی اسباب بازی و دیگری را به اصطبل اسب بردند در بدترین شرایط.

فردا به دیدار آنها رفتند و کودک اول که در برج بود را دیدن که شدیدا در حال گریه بود. بعد به دیدار کودک در اصطبل رفتند و وی در حال شادی کردن پیدا کردند.

از اولی پرسیدن چرا گریه می کنی گفت: می ترسم که باتری اسباب بازی ها تمام بشود. از دومی پرسیدن چرا شادی، گفت اینجا اصطبل است و قرار است اینجا اسب بیاید.

این داستان نشان می دهد که اگر نگرش مثبت یا تفکر مثبت داشته باشید حتی اگر هم در اصطبل باشید موردی پیدا خواهید کرد که شادتر باشید. و اگر افکر منفی داشته باشید حتی اگر در قصری باشید که تمام امکانات را داشته باشد باز موردی پیدا خواهید کرد برای ناراحت شدن.


منبع : تفکر مثبت

گلایه کردن پشت سر دیگران را بس کنید و مستقیم شکایت کنید

دوشنبه 18 تیر 1397 ساعت 09:21

گلایه کردن کار ساده‌ای است؛  اما تاثیری در بهبود شرایط ندارد و در عوض، یک جو منفی گسترده را بر محیط کار حکمفرما می‌کند.

پیتر برگمن، نویسنده و مدیر عامل Bregman Partners، یک شرکت مشاوره‌ای مدیریت است. او در مورد علت و راهکارهای جایگزین برای شکایت کردن یا به‌طور عامیانه غر زدن در کار به نکاتی اشاره می‌کند. در ادامه با او همراه می‌شویم.

فرانک، مدیر ارشد Jambo، یک شرکت در حوزه‌ی فناوری به من تلفن کرده بود و حدود یک ساعت مشغول گلایه از مدیر خود، براندون بود. من اطلاعات زیادی در مورد شرکت Jambo دارم اما در حال حاضر با آن‌ها کار نمی‌کنم. منظورم این است که خواستار شنیدن گلایه یا بازخورد از کار نبودم. فرانک با آزردگی می‌گفت: «براندون اصلا دقیق و متمرکز کار نمی‌کند؛ با آرامش خیال وارد جلسه می‌شود و ایده‌ی بسیار جدیدش را که کاملا از برنامه‌ی فعلی شرکت دور است، با ما در میان می‌گذارد. دستور کار را به‌کلی نادیده می‌گیرد. بعد تمام کارهای انجام‌شده‌ی ما را زیر ذره‌بین بررسی می‌کند و مجددا سازماندهی می‌کند. البته در تمام این مدت ما باید باز هم در قبال مواردی که نادیده می‌گیرد، جوابگو باشیم. بدترین قسمت ماجرا اینجا است که او به‌کلی از مسائل و اتفاقات بی‌اطلاع است. تصور می‌کند عملکردش عالی است. در جلسه‌ی دیروز...».

این اولین مرتبه نیست که شاهد ابراز گلایه‌ی کارمندان Jambo بوده‌ام. اوایل هفته با چند کارمند دیگر و چند تن از اعضای هیئت مدیره‌ی این شرکت نیز هم‌صحبت شدم. گلایه‌ی آن‌ها تنها از براندون نبود بلکه نسبت به همکاران دیگر خود نیز گلایه داشتند. من با خود براندون نیز صحبت کردم و او همان‌طور که فرانک می‌گفت، خود را یک مدیر مقتدر تصور می‌کرد. در این میان، براندون نیز گلایه‌های بسیاری در مورد فرانک و برخی دیگر از کارمندان و همچنین اعضای هیئت مدیره داشت. من مدت زمان گوش سپردن به گلایه‌های اعضای مختلف جامبو در طول هفته را جمع کردم؛ نتیجه‌ی آن ۳ ساعت و ۴۵ دقیقه شد. این میزان تنها مربوط به زمان صحبت کردن آن‌ها بود.


بیش از ۱۰ ساعت زمان کار در ماه، صرف گلایه کردن یا شنیدن گلایه‌ی دیگران می‌شود


متاسفانه این اتفاق اصلا غیرمعمول نیست. دوست بسیار خوب من، مارشال گلداسمیت یک مربی اجرایی استثنائی است. او با بیش از ۲۰۰ مشتری خود مصاحبه کرد و نتایج او موید درستی یافته‌های یک بررسی غیرقابل باور بود که به‌تازگی مطالعه کرده بود. اکثر کارمندان ۱۰ ساعت یا بیشتر در طول هر ماه، زمان صرف گلایه کردن یا شنیدن گلایه‌ی دیگران در مورد رئیس خود یا مدیران بالاتر می‌کنند. تقریبا یک سوم کارمندان نیز در حدود ۲۰ ساعت یا بیشتر برای انجام این کار در طول ماه، زمان صرف می‌کنند. این میزان در بر دارنده‌ی زمان گلایه کردن کارمندان از همکاران و کارمندان دیگر نیز نمی‌شود.

تصور کنید چه میزان بهره‌وری با اختصاص زمان به گلایه‌های بیهوده کاهش پیدا می‌کند.

 

ادامه مطلب ...

بررسی تاثیر مثبت اندیشی در ورزش

شنبه 16 تیر 1397 ساعت 10:49

یک آدم معمولی، در یک روز بطور میانگین ۶۰ هزار فکر مختلف به سرش می‌زند! پس اینکه چگونه فکر می‌کنید بسیار اهمیت دارد. تغییر مدل فکری‌تان به شما کمک خواهد کرد تا در تمریناتتان، جدی‌تر باشید، و بر موانع پیش رویتان غالب شوید.

این را تصور کنید: ۵ صبح است، و ساعت زنگدارتان هم خاموش. قرار نیست تا ساعت ۹ صبح کاری کنید، اما تنها شانس شما برای اینکه تمرین روزانه‌ تان را انجام دهید، صبح زود است. زمستان هم هست، و هوا تاریک. و البته تخت شما هم خیلی گرم و نرم!

در کسری از ثانیه افکاری از ذهنتان رد خواهد شد. حالا نکته اینجاست که افکاری مثل «ارزشش رو داره»، «من یک انتخاب بیشتر ندارم، و اون هم اینه که ورزش کنم»، و «وقتی تمرینم تمام بشه، خیلی حس بهتری خواهم داشت» به شما انگیزه خواهند داد تا از تختتان بلند شوید، لباس‌های ورزشی‌تان را بپوشید و بیرون بزنید!


بالا بردن کیفیت تمرینتان با مثبت اندیشی :


رفتن به باشگاه، عالیست. اما اینکه در طول تمرین چه کار می‌کنید، نتیجه را رقم می‌زند. تلاش‌هایم برای تمرین دو در دانشگاه را بخاطر دارم. ریه‌هایم درد می‌کرد، پاهایم سست شده بود، و جدا دوست داشتم که بی خیال شوم. برای متوقف کردن تلاش‌هایم بهانه‌های زیادی داشتم.

حریف تمرینی‌ام به من گفت: «سبک و قوی بدو!» این چند کلمه خیلی ساده و البته خیلی مؤثر بودند، و به من کمک کردند تا ادامه دهم.

افکار مثبت، می‌توانند شما در وسط یک تمرین سخت هل بدهند. می‌توانید عبارات کوتاهی همچون «قوی باش»، «زور بزن»، و«فقط یکی دیگه» را با خودتان تکرار کنید، تا کیفیت و سطح تلاشتان به مراتب افزایش پیدا کند.


مثبت‌اندیشی در غلبه بر موانع به شما کمک خواهد کرد : 


اصلاً مهم نیست که هدف شما در سلامتی و تناسب اندام چه باشد، بهرحال همه جا و همیشه موانعی وجود دارد. اگر چشم انداز و افکار مثبتی داشته باشید، به احتمال بیشتری می‌توانید این موانع را فتح کنید.

بعنوان مثال، اگر در حال تلاشید تا از شیرینی دوری کنید، اما یک نفر به شما چیزکیک تعارف کرده است (که اتفاقاً کیک مورد علاقه‌ی شما هم هست)، ندای درونتان دائماً بخور نخور می‌کند!

اگر فکر کنید که «یک تکه آنقدر هم مهم نیست، من ضعیفم» قطعاً آن کیک را خواهید خورد! حالا اگر اینچنین فکر کنید که «من قوی‌ام، قوی‌تر از آنکه وسوسه بشوم»، به احتمال خیلی زیادی آن کیک را نخواهید خورد. تفکر مثبت، در هر مدل مانعی به شما کمک خواهد کرد.

تفکر مثبت کاملاً مؤثر است، اما اگر با خودتان فکر می‌کنید که «احتمالا نتوانم هر فکری که سراغم می‌آید را کنترل کنم»، این ۳ مرحله را در روزهای خود انجام دهید:


جملاتی را انتخاب کنید که می‌توانید با آن‌ها ارتباط بگیرید :


فقط به چند عبارت ساده احتیاج دارید که دائم با خود تکرارشان کنید. اما باید عباراتی را انتخاب کنید که برای شما معنی و مفهوم داشته باشد، نه الزاماً هر چیزی که شنیده یا خوانده‌اید. عبارات ساده‌ای که حاوی کلمه‌ی «من» هستند، مثل «من قوی و سرسختم»، یا «من می‌توانم»، کار را برایتان انجام خواهد داد.


تمرین کنید :


تفکر مثبت، ناگهان در ذهن شما جاری نخواهد شد، باید تمرین کنید. هر روز لحظاتی را به این کار اختصاص دهید، مثلاً قبل از جلسات تمرینتان، یا پیش از شروع مراسمی که برای رژیم غذایی‌تان مشکل می‌سازد.


مراقب افکار منفی باشید: 


اگر افکار منفی در ذهنتان جوانه زد، آن‌ها را شناسایی کنید و بطور کامل آن‌ها را با افکار مثبت جایگزین کنید. فکر، توسط ذهن شما ساخته می‌شود و الزاماً همیشه صحیح نیست. مثلاً اگر مقداری از مسیر تمرینتان را طی کرده‌اید اما افکاری مثل «از عهده‌اش بر نمی‌آیم» به ذهنتان خطور کرده، آن‌ها را با «این یک تمرین چالش‌برانگیز است، من قوی‌ام و انجامش می‌دهم»، جایگزین کنید.


منبع : salamatweb.ir

غم و اندوه با بدن‌تان چه می‌کند؟

دوشنبه 28 خرداد 1397 ساعت 09:12

غم و اندوه معمولا به دل آزردگی تعبیر می‌شود و برای همین تعجبی ندارد که معمولا اندوه را علاوه بر درد روحی، با درد فیزیکی نیز همراه می‌دانیم. تحقیقات اخیر نشان داده که اندوه می‌تواند واقعا به قلب آسیب بزند.

اغلب ِ ما بعد از تجربیات ناخوشایند زندگی از کلماتی مانند دلشکسته، آزرده و ... برای توضیح احساسات خود استفاده می‌کنیم. غم و اندوه معمولا به دل آزردگی تعبیر می‌شود و برای همین تعجبی ندارد که معمولا اندوه را علاوه بر درد روحی، با درد فیزیکی نیز همراه می‌دانیم.


ضربان قلب نامنظم  :


تحقیقات اخیر نشان داده که اندوه می‌تواند واقعا به قلب آسیب بزند. مطالعه‌ای که روی 886000 نفر انجام شد دریافت آنهایی که همسر یا معشوقه‌ی خود را از دست می‌دهند بیشتر در معرض نامنظم بودن ضربان قلب هستند، مخصوصا اگر کمتر از 60 سال سن داشته باشند یا فرد مقابل‌شان بصورت غیر منتظره‌ای فوت کرده باشد. ریسک فیبلیراسیون دهلیزی در میان آنهایی که غم از دست دادن همسر خود را داشتند، 41 درصد بیشتر بوده است. این تاثیر، 8 تا 14 روز بعد از فوت همسر، بیشترین بوده و تنها بعد از گذشت یک سال، تخفیف یافته بود.


کاهش عملکرد سیستم ایمنی :


پژوهش جدید دیگری نیز روی افراد سالمند انجام شد و نشان داد آنهایی که به تازگی همسر خود را از دست داده بودند، بیشتر مستعد بیماری‌های عفونی بودند. نوتروفیل‌ها سلول‌های سفیدی هستند که با عفونت مبارزه می‌کنند، این سلول‌ها در افراد تحت آزمایش دچار کاهش عملکرد شده بودند. به گفته‌ی محققان می‌توان برای افرادی که زیاد در معرض استرس هستند از مکمل‌های هورمونی یا محصولات مشابه استفاده کرد و البته حمایت دوستان و خانواده برای کنترل احساسات ناخوشایند این افراد ضروری است.


اضطراب  :


ناخوشی جسمی، علامتی از غم و اندوه است که می‌تواند خودش را به صورت علائمی شبیه اضطراب نشان بدهد. در موارد مرگ ناگهانی یکی از عزیزان، تاثرات جسمی می‌توانند با استرس و شوک عاطفی مرتبط باشند، مانند دل آشوبه، ضربان تند قلب، لرزش و حساسیت شدید نسبت به صدا.


مشکلات پوستی  :


همانطور که بروز درد جسمی غیر عادی نیست، تظاهر مشکلات پوستی یا تنفسی نیز غیر معمول نیست. پوست، بزرگ‌ترین اندام بدن است. وقتی رنج و اندوه شدید داریم و دچار استرس ناشی از آنیم، مشکل پوستی نیز ممکن است بروز کند. مشکل پوستی خصوصا در افرادی که احساسات خود را سرکوب می‌کنند بیشتر مشاهده می‌شود.


چگونه بر احساس غم و اندوه خود غلبه کنیم؟ 


شما باید به بدن خود توجه کنید و احساسات خود را سرکوب نکنید. وقتی اشک‌های‌تان می‌خواهند جاری شوند اجازه بدهید این اتفاق بیفتد. اگر احساس خشم می‌کنید جای مناسبی را پیدا کنید و فریاد بزنید. خودتان را از بقیه کنار نکشید و احساسات خود را پنهان نکنید، خویشتندار بودن در چنین مواقعی امتیازی برای‌تان ندارد. اگر نیاز دارید با کسی حرف بزنید یک دوست واقعی را انتخاب کنید و با او درد دل کنید، او نیز زمانی به حمایت شما نیاز خواهد داشت، این بار نوبت شماست.

در مورد کسی که او را از دست داده‌اید حرف بزنید، در مورد ماجرایی که آزرده‌تان کرده حرف بزنید و اگر کسی را پیدا نکردید که با او راحت باشید به مشاور مراجعه کنید. عبادت کردن و توکل به خداوند نیز راه مناسبی برای پیدا کردن آرامش و رها شدن از اندوه است.


و اما اگر می‌خواهید در مورد درد جسمی که دارید اقدامی بکنید : 


به روانپزشک مراجعه کنید، مخصوصا اگر احساس می‌کنید برای خواب یا اضطراب‌تان به دارو نیاز دارید. شما با کمک یک درمانگر هم می‌توانید به طور تدریجی پروسه‌ی بازیابی خودتان را طی کنید. ماساژ درمانی، بو درمانی، رفلکسولوژی و ... نیز کمک‌تان می‌کنند از اندوه رها شوید.


منبع : beytoote

چرا انسانها همدیگر را قضاوت می کنند؟

چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت 11:12

هر فردی که می‌بینید چیز خاصی برای ارائه به شما دارد–البته به شرط اینکه برای گرفتن دستتان باز باشد.

هر برخورد با نشان دادن چیزهایی درمورد خودتان که قبول می‌کنید و قبول نمی‌کنید، هدیه خودآگاهی عظیم‌تری را برایتان به همراه خواهد داشت. یک نگاه صادقانه به شما نشان می‌دهد که واکنش‌های شما نسبت به دیگران، اطلاعات بیشتری درمورد خودتان به شما می‌دهد.

هیچوقت نمی‌توانید با قطعیت بدانید که چه چیز به دیگران انگیزه می‌دهد. اما می‌توانید چیزهایی در خودتان که می‌پذیرید یا قضاوتشان می‌کنید را دریابید.

بعنوان مثال، اگر کسی نظری درموردتان می‌دهد که درمورد چیزی است که خودتان هم در خودتان انتقاد می‌کنید، ممکن است آسیب ببینید. اما اگر خودتان درمورد آن اظهارنظر خودتان را نقد نکنید، ممکن است اصلاً ناراحتتان نکند.

واکنش ما به اظهارنظرهای دیگران همیشه به قضاوت شخصی ما از خودمان و احساس کمبود یا قدرت شخصی‌مان بستگی دارد، نه فرد مقابل.

اکثر قضاوت‌های دیگران از یکی از سه علت زیر ریشه می‌گیرد:


۱. آن رفتار و خصوصیت‌تان برای خودتان هم قابل تحمل نیست.


بعنوان مثال، ممکن است خجالتی باشید و با فردی بسیار اجتماعی برخورد کنید. قضاوت شما چیزی شبیه به این خواهد بود: چقدر خودنما، خیلی پرسروصدا و آزاردهنده است. چون خودتان نمی‌توانید آنطور رفتار کنید، به کسی که اینطور هست کینه می‌ورزید.

این نوع قضاوت مشخص می‌کند که شما به طور کامل خودتان را بروز نمی‌دهید و درنتیجه از کسانیکه اینکار را می‌کنند نفرت دارید، حتی اگر اینکار غیرعمدی باشد.

آگاه شدن از واقعیت این واکنش و تلاش برای ابراز احساساتتان باعث می‌شود بسیار بهتر خود را بروز دهید.


۲. شما همان رفتار را نشان می‌دهید و از آن آگاهی ندارید، به همین علت وقتی آن را در کسی می‌بینید دوست ندارید.


همه ما با این وضعیت روبه‌رو شده‌ایم. یک نفر درمورد یکی از دوستان یا آشنایان شکایت می‌کند و شما با خودتان فکر می‌کنید، «خنده‌دار است، اون خودش همین رفتاری که فکر می‌کنه اشتباهه رو انجام میده!».

نگاهی صادقانه به خودتان بیندازید شاید خیلی از خصوصیاتی که در دیگران دوست ندارید، در خودتان باشد. اگر اینطور بود ممکن است باعث تعجبتان شود و به این ترتیب خود را بهتر پذیرفته و احساس درک و دلسوزی بیشتری نسبت به دیگران پیدا خواهید کرد.


۳. فردی حسود هستید و به همین دلیل به داشته های دیگران حسد می ورزید و آنها را قضاوت می‌کنید.


کسیکه در زمینه‌ای به موفقیت رسیده باشد ممکن است شما را یاد عدم موفقیت خودتان در آن زمینه بیندازد. به موفقیت بالاتر او حسادت کرده و بعد سعی می‌کنید اشکالی در او پیدا کنید تا حس کمبود خودتان را جبران کنید.

ازآنجاکه الگوگیری انگیزه‌ بسیار قوی‌تری است تا رقابت، اگر سعی کنید به جای اینکه وقتتان را برای پیدا کردن عیب و ایراد در آن فرد تلف کنید، آن فرد را الگوی خود قرار دهید، موفق‌تر خواهید بود.

بیشتر قضاوت‌ها و انتقاداتی که از دیگران می‌کنیم، استراتژی‌های ذهن برای جلوگیری از  بروز احساسات ناراحت‌کننده است. اما اگر ندانید این احساسات از کجا ناشی می‌شوند، ممکن است موجب ناراحتی بسیار بیشتر شود.

آگاه شدن از ذات این انتقادها به این معنی نیست که دیگر هیچ اولویتی ندارید، هنوز هم ممکن است متوجه برخی رفتارهای خاص که برایتان نامطلوب است، بشوید.

اما با درک درست و کمی تلاش، بصیرت و تمایز گذاشتن جای قضاوت و انتقاد را می‌گیرد و باعث می‌شود برای دیگران احساس دلسوزی و شفقت کنید، حتی اگر علاقه چندانی به آن رفتار نداشته باشید.

حداقل آن این است که بی‌تفاوت خواهید بود.

بصیرت، آگاهی و درک بدون واکنش احساسی است. قضاوت‌هایی که موجب واکنش‌های احساسی می‌شوند کلید راهنما برای کمک به شما برای پیدا کردن بینش فردی است.

وقتی به جای قضاوت کردن دیگران، اعتقادات و تصورات آنها را کشف کنید، دری برای گستردن خودآگاهی و پذیرش خود باز خواهید کرد.

به جای اینکه اسیر دام نفس برای قضاوت دیگران شوید، اجازه بدهید واکنش‌ها و قضاوت‌هایتان برای دست یافتن به خودآگاهی بیشتر کمکتان کند و بنابرآن به خوشبختی و موفقیت بیشتری دست خواهید یافت.

وقتی از قضاوت خود از دیگران بعنوان آینه‌ای برای نشان دادن عملکرد ذهنتان استفاده کنید، انعکاس هر فرد می‌تواند هدیه‌ای ارزشمند برایتان باشد و هر فردی که با او برخورد می‌کنید را به معلمی برایتان تبدیل خواهد کرد.


منبع : مردمان 

( تعداد کل: 58 )
 1   2   3   4   5   ...   12  <<